تولد دو سالگی
توی این 3 ماهی که مطلب جدیدی نوشته نشده من یه عالمه بزرگ شدم و هر کاری که مامان میخواد انجام بده من تندی میدوم و میگم "من بلدم، من بلدم" البته اگه یه کاری رو حال نداشته باشم انجام بدم یا به نفعم نباشه میگم "بلد نیست"
و من در تاریخ 1392/6/21 یه دختر خانم کوچولوی ناز دوست داشتنی 2 ساله شدم.

به قول خودم "دیدیییییی" چقدر بزرگ شدم و یکی از نشونه های بزرگ شدنم اینه که من دیگه شیر مامانم رو نمیخورم. 1 سال و 11 ماه و 26 روز شیر خوردم ولی هنوز از پوشک استفاده میکنم.


شمع فوت کردم و در ادامه از خوردن کیک با انگشت لذت بردم...

این آقا پسر پارسا جون پسرعموی منه که عضو ثابت تمام عکسهای تولد میباشد و من خیلی دوستش دارم.
فشفشه روی کیک هم برای من لذت بخش بود و هم ترسیدم.

و این هم کادوی مامان و بابا "مِسییی" (مِرسی)
آویز پروانه با زنجیر البته من اصلاً اصلاً دوست ندارم چیزی گردنم بندازم!!!



تولد دو سالگی
